هیئت
گفتگو
- [..........] : سلام.طبق برنامه روز یکشنبه هییت برگزار نشد ان شاالله که خیره ولی خیلی خوب می شد قبلش اطلاع رسانی می کردید. یا حق
- [133] : ترا به خدا دعایم کنید من محتاجم
- [guest_1892] : صادق رجب خيلي با حالي
- [313] : جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد شاید این باغچه ده قرن به استقبالت فرش گسترده و در دست گلایل دارد تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد کودکی فال فروش است
- [..........] : سلام خدمت همه نوکرای حسین خدا خیرتون بده انشاالله در بحث هییت داری موفق باشید
- [133] : AJAB EBTEKARE ZIBAII DARIN DAME SHOMA GARM
- [(G (G] : ان شالله موفق وپیروز باشید
- [(G (G] : خیلی جالب بود
- [(G (G] : دم شما گرم
- [guest_7442] : سلام خدمت شما برادر گرامی لطف کنید از اقا صادق عکسهای متنوع و شور و واحد های بیشتری بگذارید با تشکر زارعی پور
نمایش مهمان ها مابین [].
| بی بی رقیه سلام الله علیها |
|
|
|
| اطلاع رسانی - اطلاع رسانی |
|
جز این بود که آمده بودید تا راهنمایشان باشید؟! جز این بود که نمی خواستید سر از گمراهیها در بیاورند؟!
این بود اجر رسالت مردی که سالها با عرق جبین و اشک چشم، سنگ ها را از پیش پایشان برداشته بود
تا زمین نخورند و زخمی نباشند؟! تمام دردهایت یک طرف و از دست دادن زانوانی که رویشان به خواب میرفتی و نیایشهایت را میخواندی، طرف دیگر... . وقتی میان خون و آتش، صدای گریهات، دل سنگ را میلرزاند و پاهای تاول زدهات، سختیها را گلایه میکرد، همه چشمها کور بودند و دلها سنگینتر از آن بود که بار سنگین دلت را سبکتر کند... . دستهایت کوچک بودند برای به آغوش کشیدن صبر و سختی. اما تو چقدر سربلند بیرون آمدی از دردها و دلتنگیها! صبر را از چه کسی به ارث برده بودی، نمیدانم! اما ایمان، همپای تو بزرگ شده بود. همسن و سالهایت، سرگرم بازی بودند؛ اما تو انگار رسالتت بود که انسان را سربلند کنی! |
بفرمایید روضه

آشنایی با هیئت

بازدید کنندگان






![]() | امروز | 26 |
![]() | دیروز | 10 |
![]() | این هفته | 36 |
![]() | این ماه | 127 |
![]() | کل بازدیدها | 4601 |








