منوی اصلی

گفتگو

آخرین پیغام ها: 1 هفته, 4 روز قبل
  • [behrooz] : خدا قوت
  • [behrooz] : سلام، خسته نباشید
  • [guest_4602] : سلام خدا خیرتون بده هییتی که به مناسبت میلاد سلاطین برگزار شد خیلی خوب بود از تزیین حسینیه گرفته تا روضه خونیه حاج آقا افشین و بخصوص سینه زنیه آخرش
  • [محترق : سلام آموزش اینترنتی مداحی و ستایشگری اهلبیت(ع) با مدیریت ومطالبی بسیار به روز و جدیدکه توسط مداح احمد صدرایی تهیه و البته نگارش گردیده در سایت اختصاصی ایشان افتتاح شد[گل] حضور بفرمائید و در این امر مارو کمک بفرمائید....... یا علی مدد
  • [پوریا] : تا کاشف خون شهیدان گشتیم/دنبال پلاک و استخوان در دشتیم/مهدی اگر مجوز می داد/دنبال مزار مادرش می گشتیم
  • [شاه خی : به یادت صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت هر جمعهویرانه دل ماست .
  • [محترق : سلام با افتخار لینک شدید.....
  • [محترق : سلام
  • [......] : به نظر من با هر مناسبت یک متنی درخور همان مناسبت بگذارید هم بازدید از سایت بیشتر میشود هم مورد استفاده قرار می گیرد.
  • [n.m.a] : سلام خدا قوت

نمایش مهمان ها مابین [].

نوای دوست


وصف عشق مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
صفحه اول - صفحه اول

محدث کاظمینی" در تکلمه، "محدث نوری" در دارالسلام و "محدث قمی" در فواید، به ذکر محاسن و فضائل اخلاقی و مراتب علمی به خصوص زهد و تقوای شیخ جعفر شوشتری پرداخته و صاحب ترجمه را کراماتی بر شمرده اند.

علامه نوری با حاج شیخ جعفر معاصر بود و حکایتی از زبان خود شیخ جعفر شوشتری نقل می فرماید. خلاصه آن که شوشتری پس از خاتمه درس از نجف به زادگاه خویش مراجعت می نماید. وی می گوید: مدتی مردم را از روی کتاب(تفسیر صافی محسن فیض) موعظه می نمودم و از روی کتاب روضة الشهدا برای آنها روضه می خواندم و از حفظ، بیانی نداشتم.

سالی بدین منوال گذشت و از این که ملای کتابی (از رو خواندن) بودم خیلی رنج می بردم. مایل بودم ناصحی نطاق و ذاکری شیوا و زبان آور باشم. به ائمه مخصوصا سالار شهیدان متوسل بودم و در عین حال تا نیمه شبها راه چاره می جستم تا به خواب فرو می رفتم.

سرانجام شبی در عالم رؤیا دیدم، که گویی در صحرای کربلا هستم و همانگونه که شنیدیم دو لشکر به روی هم صف بسته اند (صفی نابرابر) من خود را سریع به خیمه گاه حسینی(علیه السلام) رسانیدم، وارد خیمه شدم و سلام کردم. آن حضرت پس از التفاتی مرا به کنار خویش خواند و به حبیب بن مظاهر فرمود: حبیب برای میهمان عزیز آب که نداریم، با آن مختصر آرد و روغن، غذایی آماده ساز. حبیب برخاست و به دستور حضرت عمل نمود و من مختصری از آن غذا را خوردم و بیدار شدم و بعد از آن به برکت آن غذا، بدون کتاب سخنرانی می کردم.

که البته شایان ذکر است که ایشان از بهترین وعاظ جهان تشیع گردید .

 

بفرمایید روضه

آشنایی با هیئت

بازدید کنندگان

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز23
mod_vvisit_counterدیروز27
mod_vvisit_counterاین هفته78
mod_vvisit_counterاین ماه546
mod_vvisit_counterکل بازدیدها3768